تبليغاتX
شطرنج عشق
شطرنج عشق
هرگونه کپی برداری از((داستانهای این وبلاگ))جهت چاپ و نشر ممنوع و موجب پیگرد قانونی است
طنز هفته

هتک داریم تا هتک

1) کلا اطلاعاتی مبنی بر هویت یک عده خودسر که مطابق میل ما رفتار کنند در دست نیست ! یا در دست هست تا کسی آمد پرتش می کنیم یه گوشه !

2) اصولا نمی دانیم چرا هر راهپیمایی ای که به نفع ماست هلیکوپتر یک هو می رسد می گوید من می خواهم از بالا فیلم بگیرم ! ولی مخالفان ما همچنان اصرار دارند با موبایل از خودشان فیلم بگیرند !

3) یقینا وجود خبرنگار خارجی نشان دهنده این امر است که ما هراسی از دیده شدن در جهان نداریم ولی نمی دانیم چرا موقع راهپیمایی های ما سرو کله شان پیدا می شود . این دفعه به یکیشان گفتم : where was you ta alan ! we around all over the world for u ! you are my jigar ! begir in sahne haro

4) حتما ما باید هتاکان را به اشهد مجازات برسانیم . یعنی یک کاری بکنیم که قبل از مجازات اشهدشان را بگویند . هتک هم حدودی دارد برای خودش . اگر سخنرانیی را بهم بزنند اینکه اشکال ندارد .طرف یک بار دیگر سخنرانی می کند ! اگر ماشینی روی کسی برود مساله ای نیست که . یک ژان وال ژانی می آید ماشین را از رویش بلند می کند.قالیباف را بر می داریم ژان را می گذاریم جایش . تازه یک تنوعی هم هست ! اگر خواهرزاده کسی کشته شود مگر قحطی خواهرزاده است !؟ خواهرش که نمرده ! یکی دیگر می زاید . تا اینجا همه مشکلات حل شد تا اینجا که می رسیم به کف وسوت ! از کف و سوت نمی شود گذشت . چون شاید طرف دیگر حس و حالش نیاید که آنطوری که آن روز کف و سوت می زد این کارها را انجام بدهد ! شاید ...

نویسنده:آیدین

منبع:طنزهای یک گمنام مفقودالاثر

|+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط شادي داودي 

به یاد مانده 42

عشق نباید مخاطب داشته باشد.عشقی که سوی دیگری جهت٬یافته است٬عشق حقیقی نیست.معشوق بودن را بیاموز! بنابراین مساله این نیست که مخاطب عشق تو کیست٬مساله تنها این است که دیگران عشق را در تو بیابند.

------------------------------------------

داستان دنباله دار قسمت چهل و دوم

يكي از مسائلي كه خيلي مادر امير رو ناراحت كرد خريد طلا بود و وقتي با همون حالتهاي خاص خودش در حاليكه تمام نفرتش رو متوجه من ميكرد گفت:اوه…چه خبره مگه دختر شازده رو گرفتي كه اينطوري خرج ميكني؟!…

امير خنديد و گفت:افسانه براي من از دختر شازده خیلی بالاتره...از همه اينها گذشته،مامان،اين همون چيزيه كه خودت به من ياد دادي...مگه نگفتي طلا تنها سرمايه مادی يه زنه که به دردش میخوره...خوب منم دلم ميخواد افسانه از سرمايه هيچ وقت كم نياره!…

در اين موقع مادرش پشت چشمي نازك كرد و به آشپزخونه رفت.امير به حياط رفت تا سري به شوفاژخونه زير زمين بزنه و من از جام بلند شدم تا به بهونه اينكه برم بالا و آخرين كسري های خونه رو يادداشت كنم،مادرش دوباره از آشپزخونه بيرون اومد و با حالت طعنه آميزي گفت:به رضا ميگم زن بگير،ميگه اگه ميتونيد مثل افسانه برام پيدا كنيد حاضرم،بهش ميخوام بگم اگه زن آينده اونم بخواد مثل تو اينقدر خرج بذاره روي دست رضا،صد سال نميخوام پا به بخت رضا بذاره!…

هاج و واج به مادر امير نگاه ميكردم و اصلا" قدرت جواب دادن نداشتم.ادامه داد:هر چی ميگم اينهمه دختر خوب توي دنياس٬ميگه فقط چيزي مثل افسانه…نميدونم جادوت چيه ولي هر چی هس كه حتما" صد برابرش رو روي امير اثر گذاشتي كه اينطوري برات خراجي ميكنه.

باز م سكوت كرده بودم ولي احساس سر درد شديدي داشتم،خدا خدا ميكردم امير هر چه زودتر داخل بياد و بگه بريم ولي اونم حسابي در زيرزمين موندگار شده بود…در همين موقع رضا از اتاق خوابش خارج شد من كه حسابی يكه خورده بودم و اصلا" توقع حضور اون رو در خونه نداشتم سريع روسريم رو كه هنوز در نياورده بودم روي سرم مرتب كردم.در حاليكه  لبخندی توي صورتش بود اومد و در هال نشست و گفت:دروغ ميگم زن داداش...!؟ دختر خوشگل يعني شما…اينطور نيس؟! اي كاش منم شانس مثل امير داشتم...نميدونم چرا از اون روزاي باروني نصيب من نميشه!!!

حالا ديگه سر درد داشت بيچاره ام ميكرد.اصلا" حرف نمي زدم و فقط دستام رو به هم فشار ميدادم در اين موقع امير داخل شد و رضا به جهت احترام از جاش بلند شد ولي با اشاره ي دست امير دوباره سر جاش نشست.با اشاره امير سريع از جام بلند شدم سنگيني نگاه رضا و مادرش رو رووم حس ميكردم در اين موقع امير رو كرد به مادرش و گفت كه شب عروسي هم قراره در سالن زن و مرد جدا از همديگه باشند.صداي رضا بلند شد:اَه…اين چه مسخره بازيه؟!… يه شب كه هزار شب نميشه…ما رو بگو كه چقدر دلمون رو خوش كرده بوديم؟…

امير برگشت و نگاه معني داري به رضا كرد و گفت:به چي؟…چشم چروني روي دختراي مردم؟…........

برای تایید وبلاگ شطرنج عشق لطفا" به روی ستاره ها کیلیک نمایید.باتشکر


براي مطالعه ي ادامه مطلب((اينجا))را كيليك كنيد
|+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط شادي داودي  | 

معرفی کتاب
نام کتاب : از جنین تا جنان

نویسنده : مولانا حضرت میر قطب الدین محمدعنقا((پیر اویسی))

ناشر : انتشارات مروی

از علاقه مندان به عالم ارواح و معماهای پس از مرگ پیشنهاد خواندن این کتاب جالب و توجه برانگیز را پیشنهاد میکنم.

شطرنج عشق

|+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط شادي داودي 

به یاد مانده 41

در عشق باید منیت و نفس را فدا کنید٬فقط آنهایی که آماده اند هیچ کس شوند٬قادر به عشق ورزی هستند٬تنها آنهایی که آماده اند هیچ چیز شوند٬کاملا" تهی از خودشان قادر به دریافت هدیه ی عشق هستند.

-------------------------------------

داستان دنباله دار قسمت چهل و یکم

من حتي از تصور اين مساله هم خجالت ميكشيدم چه برسه به تحمل شنيدن حرفهاي  اينگونه مادر امير!…از جام بلند شدم و در همين موقع امير از اتاق بيرون اومد به من اشاره كرد كه به داخل اتاقش برم ولي صورتش خيلي عصبي بود…به شدت صورتم داغ شده بود و سرخي گونه هام رو به وضوح ميديدم…خدايا اين ديگه چه مصيبتيه؟ امير از كنار من كه رد میشد به آرومي گفت:برو تو اتاق من با مامان کار دارم...

و بعد به دنبال مادرش وارد آشپزخونه شد و درب آشپزخونه رو بست.نگاهي به دور و برم كردم احساس مي كردم در و ديوار و پنجره اون خونه توي سرم ميخوره،درست بود كه امير شوهر قانوني من بود ولي تا حالا اصلا" عملی از اون سر نزده بود كه من حتي يه در صدم به اين قضاياي معمول بين زن و شوهرها فكر كنم...صداي حرف و بحث مادرش و امير از آشپزخونه به گوش ميرسيد ولي نميتونستم تشخيص بدم چی ميگن اما امير عصبي شده بود…به آرومي وارد اتاق امير شدم و درب رو بستم،از تعجب خشكم زده بود يعني بايد به اين صورت مي خوابيدم…چقدر احساس دلتنگي و تنهايي مي كردم چرا بايد وضع من به اين صورت در مي اومد مادرامير هر چی كه مي خواست با صداي بلند به من بگه اونم حرفهايي كه اصلا" صلاح نبود از دهن خارج بشه چه برسه به اينكه من تحمل كنم و اونها رو به جون بخرم و سكوت كنم.روي رختخواب نشستم هنوز صداي بحث امير و مادرش مي اومد…سرم رو روي بالشت گذاشتم و با صدایی آروم به حال زار خودم گريه كردم............

برای تایید وبلاگ شطرنج عشق لطفا" به روی ستاره ها کیلیک نمایید.باتشکر 


براي مطالعه ي ادامه مطلب((اينجا))را كيليك كنيد
|+| نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط شادي داودي  | 

اخبار داغ داغ

بانک مرکزی:روی اسکناسها ننویسید

بانک مرکزی با صدور اطلاعیه‌ای خواستار حفظ و نگهداری از اسکناس‌ها شد.به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی بانک مرکزی، ازآنجايی‌که اسکناس‌های منتشره جزء سرمایه‌های ملی است، لذا لازم است کلیه افراد جامعه در حفظ و نگهداری آن دقت کافی مبذول كنند. شایان ذکر است بانک مرکزی سالانه به طور متوسط 600 الی 700 میلیون برگ اسکناس‌های فرسوده را امحاء و به جای آن اسکناس‌های نو چاپ و جایگزین می‌کند.هزینه چاپ هر برگ اسکناس به طور متوسط 300 الی 400 ریال است. چنانچه این مبلغ در تعداد اسکناس‌های امحاء شده در سال ضرب شود مبلغ قابل توجهی خواهد شد که با این مبلغ می توان ده‌ها مدرسه، بیمارستان و ... در سطح کشور به بهره‌برداری رساند.بنابراین وظیفه شرعی و ملی همه ما حفظ و نگهداری صحیح از اسکناس به عنوان ابزار معاملات روزمره است.این گزارش می‌افزاید: متاسفانه بعضا" مشاهده می‌شود که برخی افراد اقدام به نگارش کلمات، عبارات و جملاتی بر روی اسکناس‌های رایج كرده یا آنها را ممهور به مهرهای گوناگون می‌کنند. نظر به اینکه این گونه اقدامات موجب مخدوش، فرسوده و از رده خارج شدن اسکناس می‌شود، از این رو به عموم مردم توصیه می‌شودکه از نوشتن و یا مهرزدن بر روی اسکناس جدا" خودداری كرده و در حفظ و نگهداری آن کوشا باشند.بانک مرکزی تصریح کرد: دارنده این گونه اسکناس‌ها در سراسر کشور در این مرحله باید به شعب بانک‌ها مراجعه و نسبت به تعویض این گونه اسکناس‌ها اقدام كنند.

برگرفته از"این"صفحه ی سایت خبری تابناک

برخورد دادستانی با توهین کنندگان به هاشمی

دادستان تهران رسیدگی به توهین‌هایی که نسبت به رییس مجمع تشخیص مصلحت می‌شود را نیاز به شکایت شاکی خصوصی ندانست و گفت: دادستانی در صورت اهانت به مسوولان رسمی و ارشد کشور از جمله روسای سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، وظیفه خود می‌داند که طبق مقررات اقدام لازم را انجام دهد چنان که تاکنون نیز اقدام کرده است و در این رابطه نیازی به شکایت شاکی خصوصی نیست.عباس جعفری دولت‌آبادی در گفت‌وگو با ایلنا تاکید کرد: ما در رسیدگی‌ها تبعیضی قائل نمی‌شویم چراکه تبعیض عدالت را مخدوش می‌کند.دادستان تهران در پاسخ به این سوال که اخیرا برخی از روحانیون مطالبی را بیان کرده‌اند که ممکن است جرم تلقی شود، چرا دادستانی تهران با آنان برخورد نکرده است؟گفت: اگر روحانیونی مطالبی را بیان کنندکه جرم تلقی شود ، رسیدگی به آن از حوزه دادستانی خارج و در صلاحیت دادسرای ویژه روحانیت است.جعفری با بیان اینکه توهین به آحاد ملت جرم است اما رسیدگی به آن مستلزم شکایت شاکی خصوصی است، تصریح کرد: در مورد کارمندان و مسوولینی که به سبب انجام وظیفه به آنها توهین می‌شود نیاز به شکایت شاکی خصوصی است اما جنبه عمومی هم دارد به این معنا که اگر شکایتی طرح شود، دادستانی مکلف به رسیدگی است و از آنجا که این جرم از جرایم غیرقابل گذشت است، علی‌رغم گذشت شاکی خصوصی، دادگاه می‌تواند از جنبه عمومی جرم، رسیدگی را ادامه دهد.

برگرفته از"این"صفحه سایت خبری تابناک

پیام موسوی پس از دریافت حکم برکناریش

ميرحسين موسوي پس از دريافت حكم تغيير رياست فرهنگستان هنر، با ارسال پيامي، از عموم هنرمندان و اعضاي فرهنگستان هنر تشكر كرد.به گزارش ايلنا، متن كامل اين پيام بدين شرح است:اينك كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي جايگزين جديدي را براي اداره امور فرهنگستان هنر تعيين كرده است، جا دارد از همه هنرمندان و دانشگاهيان و فرهيختگان كه در سال‌هاي گذشته با فرهنگستان هنر همكاري كرده‌اند، تشكر نمايم. بنده به ويژه نمي‌توانم محبت‌ها و همكاري‌هاي اساتيد محترم عضو مجمع عمومي فرهنگستان هنر را فراموش كنم، در طول يازده سال گذشته همواره از هنر، اخلاق و فرهنگ والاي آن‌ها درس‌ها گرفته‌ام و رأيي كه به اين حقير داده‌اند پيوسته الهام‌بخش من در سياستگزاري‌ها و اداره فرهنگستان هنر بود. اميدوارم كه آيندگان قدر سرمايه اجتماعي فراهم‌ آمده‌اي كه موجب اعتماد جامعه بزرگ هنرمندان كشور به فرهنگستان هنر گرديده‌ است را بدانند و تلاش نمايند آن را افزونتر سازند.
همچنين لازم است بدين‌وسيله از همه كاركنان و همكاران شريف فرهنگستان هنر در همه رده‌ها به عنوان پايه‌گذاران و مؤسسين اصلي اين نهاد تشكر نمايم.

برگرفته از"این"صفحه سایت خبری تابناک

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط شادي داودي